بذارید خودم براتون بگم از کجا شروع شدم…
من «انگشتدونه» هستم.
همون ابزار کوچیکی که سالهاست از انگشتهای خیاطها محافظت میکنه.
اما یک روز فهمیدم، فقط انگشتها نیستند که نیاز به مراقبت دارند…
سال ۱۳۹۷ وقتی به کارگاهها و مزونها سر زدم، یک چیز من رو شوکه کرد؛
هنری که اینهمه ظرافت و دقت داره، داشت با ابزارهایی کار میکرد که خسته میکردند، درد میآوردند و گاهی حتی به بدن آسیب میزدند.
خیاطها با عشق میدوختند، اما ابزارها همپای مهارتشان رشد نکرده بودند.
من همونجا تصمیم گرفتم فقط یک اسم نباشم.
تصمیم گرفتم تبدیل بشم به یک تغییر.
من متولد شدم تا پلی باشم بین استانداردهای صنعتی و دنیای واقعی خیاطها؛
بین مهارت دستها و راحتی بدنها.
شروع کردم به طراحی نسل جدیدی از ژانتهای اتوکشی؛
ژانتهایی که فقط یک تکه ابزار فلزی نباشند،
بلکه همراه باشند…
دقیق باشند…
و از هنرمندی که ساعتها پشت میز کار میایستد محافظت کنند.
من با هنرجوها حرف زدم،
کنار مزونهای حرفهای ایستادم،
دردهای مچ دست، شانه و کمر را شنیدم،
و برای هرکدام راهحل ساختم.
امروز من فقط یک تولیدکننده ژانت نیستم.
من تلاشم برای اینکه کیفیت نهایی لباس، از کیفیت ابزاری که در دست خیاط است شروع شود.
من «انگشتدونه» هستم؛
متولد یک دغدغه ساده؛
اینکه هنر ظریف خیاطی، شایسته ابزارهای حرفهای و مهربان با بدن است.